تبليغاتX
بخشداری علی آباد تقدیم می کند:

بخشداری علی آباد تقدیم می کند:

ماجراهای کدخدا ممد و...

کلمات قصار فی تربیت حمار

و هان ای پسر بدان که این حکایتی است بس آموزنده و ره توشه ی مستقبلین و نجبا!

آورده اند که فی شهر ربیع الاول شیخنا و سیدنا و بزرگ نا(!)حاجی فتح الله زاده،آن حاجی باحال،آن به فکر استقلال،آن زاده ی تبریز،آن مخالف زیر میز،آن بمب بترکان،آن حامی ناصر خان،آن مدعای آوردن خوزه پکرمن،آن در نهایت راضی به حاجی مایلی کهن دگر باره تصمیم بگرفتی که تیم داری کنی و تیم را از این اوضاع زاقارت در بیاوری.پس شیخ سابق(1) را کنار زدی و تاج پادشاهی اس اس را بر سر ناصرخان نهندی و گفتندی:"جون من و جون حجازی".پس درهم و دینار توپی خرج کردندی تا تیم را قهرمان کنندی مر شادکامی هواداران را.اما تیم به چاله ای بس مهیب بیفتاد و او هم بالاجبار حجازی را کنار زدندی و بفرمود تا رحمان شاه حس(2) و اخوان شفیع زاده را دور زنند و صمد در پاچه ایشان کنند و فیروز را بیاورند .

چو فیروز بیامد،همش جانغولر(3) بازی در آوردی و چاکران را تکه انداختی و سرهنگان(4) را ضایع بکردی و ریکاوری در ملاء عام انجام دادی و اشک طالب لو در آوردی.به ناگه صدای هیئت مدیره در آمد که:"بابا این دیگه شورشو در آورده".لاکن مولانا(حاجی) همچونان بگفتی:"دو سلطان(فیروز و حجازی) در یک اقلیم گنجاندیم"و"ما که رفتیم جام حذفی" .

فی الهنگام،جنرال(5) به دیاره کرمان برفتی و کیسه پر همیان بکردی(6).به ناگه چون فیروز رویت نمودی که چه گندی به تیم زدندی،رقعتی نبشت مر حاجی را که:"به اینجام رسیده آقا،ما که رفتیم!".پس مولانا کمی اشک تمساح بریختندی و از خدا خواسته دوباره جنرال بیاورندی تا قهرمان کند و کرد.رضی الله عنه.

 

1-قلعه نویی

2-عبد الرحمن شاه حسینی.رئیس سابق کمیته انظباطی

3-نسخه مسکو:ژانگولر

4-کاپیتان ها:علی منصور و ممد نوازی

5-نسخه لندن:ژنرال

6-250 میلیون برای یک نیم فصل

 

پ.ن1 :آپ هم بلدیم بکنیم!

پ.ن 2:گور بابای صنعت!

پ.ن 3:احتمالا دفعه بعد در باره ی پرسپولیس مینویسم.

پ.ن 4:رویت هرگونه غلط املایی از سوی اذهان غرز ورز به نگارنده ربطی ندارد(چی شد؟!)

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 2:15  توسط فرشاد  |