تبليغاتX
بخشداری علی آباد تقدیم می کند:

بخشداری علی آباد تقدیم می کند:

ماجراهای کدخدا ممد و...

پشیمونم...پشیمون!

اگر میخواهید بدونید که وبلاگ ما چقدر برو داره و مهمه این مطلب رو بخونید.

والا راستش ما تو پست قبلی یک نصیحتی کردیم به این آقای رومنیگه که رضایت نامه سانیول رو صادر کن.ایشون هم به محض اینکه این مطلب رو خوندن تصمیم گرفتن یک نامه فوق فوق سری بنویسن به مسئولان فوتبال ایران ولی فهمیدن که ایران رئیس فدراسیون نداره.خواستن برا صفایی بنویسن اما ایشونم که تو توکیو دارن با فیفا و ای اف سی مذاکره میکنن.بنابرین تصمیم گرفتن که دراین بی صاحابی فوتبال ایران به حاجی فتح الله زاده به عنوان مدیریت باشگاه مردمی اس.اس این نامه رو بنویسن که در اولین فرصت منعکس بشه.در این وانفسا کمیته جاسوسی وبلاگمون هم دست به کار شدند و طی یک عملیات استراتجیکی و توپولوجیکی و کلا جیک جیکی با به خطر انداختن جان و مال خود این نامه رو در اختیار ما گذاشتن که ما هم اینجا اون رو به سمع(!) و نظر شما میرسونیم*:(با صدای آلن دلون بخونید)

"به نام خدا

سلام علیکم

حاجی...حاجی!من وبلاگ رو خوندم...تو هم خوندی؟خیلی ناراحت شدم...خیلی! به شفیع زاده بگو تو خیلی با مرامی که رضایت نامه فیروز رو صادر کردی...من هم همینکار رو میکنم...به خاطر هوادارای منچستر رضایت نامه ویلی(سانیول) رو مفتی صادرمیکنم...فقط به خاطر تو حاجی...!ازمن ناراحت نباش حاجی...نمیخوام اون نامرد اشکامو ببینه...او کثافت مادر منو کشت...میکشمش...!منو ببخش حاجی...!

بیت: "ازم رو بر نگردون/پشیمونم...پشیمون"

راستی مربی تیم ملی رو چی کار کردین؟نکنه ژنرال رو اخراج کردین؟نه...حاجی...نه!نکنین این کارو!ولی حالا اگه اخراج کردین میخواین هیتسفیلد رو بفرستم بیاد؟برا مرحله اول بد نیست به خدا...اگه خواستی یه پیامک بده تا بفرستمش بیاد حد اقل تیمو یه تمرینی بده...دیگه ازم ناراحت نیستی؟خیلی ممنون...در ضمن اولین برد فیروز رو هم که با تک گل ممد نوازی به دست اومد تبریک میگم...

...والسٌلام"

 *این نامه وقتی به دست ما رسید حسابی خیس بود و پیدا بود رومنیگه حسابی موقع نوشتنش گریه کرده

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 23:16  توسط فرشاد  | 

این فرنگی های سوسول مآب

چی شده حالا که مونیخی ها بی خود شلوغش کرده اند و گیر دادند که چرا سانیول می خواهد از بایرن برود آن هم در حالی که تا 2010 قرارداد دارد؟خب آقای رومنیگه!لابد مادر علیلی یا پسر مریضی یا چه می دونیم حاج خانم نا خوش احوالی را داشته که برای چک آپ قلبش مجبور بوده ببرش پایتخت.می دانید که امکانات پزشکی-بهداشتی شهرستان های محرومی مثل مونیخ چندان زیاد نیست و درعین حال رفت و آمد بین مونیخ و برلین هم خیلی سخت است.

حالا اگر نظر ما را بخواهید(که حتما می خواهید )سانیول خودش هم خامی کرده و اشتباه داشته.اصلا می توانست از همان اول بندی-خیاری چیزی را توی قرارداد نومچه اش بگذارد که اگر مثلا یک روز مدیر عامل باشگاه هنگام جواب سلام عطصه اش گرفت حق داشته باشد یکطرفه قرار داد رو فسخ کند.بعد هم برود با منچستر یا بارسلون یا میلان یا هر شهر دیکه ای که امکانات پزشکی-بهداشتی اش بیشتر از مونیخ باشد مذاکره کند و در جواب ورژن آلمانی فردوسی پور زبان نفهم هم(حتما دارن دیگه!) بگوید:رفتم ماشین قول نامه کنم.تیریپیه؟یا بگوید اگر رئیس فیفا هم بیاید دیگر به مونیخ برنمی گردم!آقای رومنیگه!بیا ایران ببین تمام دنیا چه می کنند که شلوغش کردی!تا کی می خواین آماتور باشین؟بیاین از حاجی وشفیع زاده یاد بگیرین.اصلا تو دنیای حرفه ای این یه امر طبیعیه!این قدر قرتی بازی در نیار.به خاطر هواداران منچستر هم که شده بیا و رضایت نامه رو صادر کن و خلاص!که این بچه بتونه بره هیئت فوتبال منچستر قراردادش رو ثبت کنه!می فرماید:"آن که ناموخت گذشت روزگار/هیچ ناموزد ز هیچ روزگار".

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم آذر 1386ساعت 16:25  توسط فرشاد  | 

شلوار 6 جیب کوماندویی مبارک آقایان!

تو این چند وقت اخیرفوتبال ما حسابی بالا و پایین داشته و خیلی از فوتبالی ها حرفایی زدند که اصلا این قدر خودش طنزه که واقعا کار منو هم راحت کرده.روزنامه های وزین ورزشی هم که کم نمیذارن و عینا همونا رو می نویسن.اینایی که می خونین رو عینا با همین املا تو روز نامه ها نوشتن.شاید از لا به لاش بفهمین که چه فوتبال شیر تو شیری داریم:

علی پروین:این بچه با کاپشن 50 کیلو نمیشه.(در مورد کعبی)

علی پروین:4 تا بچه می ذاشتم از شما بی معرفتا بهتر بازی میکرد!(بعد از باخت تاریخی 4-2 جلوی فجر)

علی پروین:یه تیم میسازم کیف کنید(قبل از هر فصل)

علی پروین:مربی میخوایم چی کار؟دور هم هستیم دیگه!(در مورد استیل آذین)*

تیپ جدید ناصرخان اسطوره خوش تیپ: شلوار 6 جیب کوماندویی(تیتریک روزنامه گل)

قلعه نوعی:نیمکت تیم ملی مبارک آقایان!(بعد از برکنار شدن از تیم ملی)

نکونام:مگر اینجا شهر هرت است!(بعد از مصدومیت)

مایلی کهن:این انتصابات است نه انتخابات!(در مورد انتخابات فدراسیون)

انصاریان:گل های من دوزار نمی ارزد!

قاسمپور:بازیکنانم کمبود ذهنی دارند!

کل یوم باختیم...(تیتر یک البرز ورزشی بعد از حذف از جام ملتها)

نیکبخت قهر کرد.(چند روز یه بار)

فیروز کریمی:قیمت را حاجی بالا پروند بی خیال شدیم(طی مذاکرات با استقلال)

حجازی:بالاخره عروسی به کوچه ما هم میاد(اول های فصل که استقلال هی زرت زرت میباخت و پرسپولیس هی زرت زرت میبرد)

جباری:میدادی پنالتی رو آتیلا بزنه...(بعد از خراب کردن پنالتی جلو برق)

استیلی:باند که هیچ چسب زخم هم ندارم!(در مورد شایعه باند بازی در پرسپولیس)

هواداران به برهانی فحش دادند مجیدی قاطی کرد(جراید بعد از بازی با ابومسلم)

قطبی:بعد از 15 بازی نصف موهایم سفید شد.میخوام از یاوری بپرسم چه طوری 34 سال تو ایران کار کرده؟

امیر حسین صادقی:هرچی توپ میاد میره تو گل - کتاب می نویسم!

سیاوش اکبرپور:افشاگری میکنم!

*نیس که سلطان شیرینه(!) باید هم بیشتر از همه ازش بنویسم(نصف حرفاشم ننوشتم!)

پ.ن: آقای حیدر!جون تو هرچی میخوام بیام وبت نظر بدم باز نمیشه والا بی معرفت نیستم ولی تو بازم بیا نظر بده

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم آذر 1386ساعت 22:46  توسط فرشاد  |