تبليغاتX
بخشداری علی آباد تقدیم می کند:

بخشداری علی آباد تقدیم می کند:

ماجراهای کدخدا ممد و...

خداحافظ...فوتبال!

" تو غلط می کنی"!

اگر کسی این عبارت رو به شما بگه چیکارش می کنید؟دعوا؟نصیحت؟به باباش می گید؟چیکار؟ولی اگر افشین قطبی این جمله رو بگه کسی تو پرسپولیس بهش گیر نمی ده.چرا؟چون سوسول فرنگیه؟چون  یو سی ال ای رفته؟چون اومده مامانشو ببینه؟نه برادر!چون به قول آقای احمدی سرپرست(!) پرسپولیس: "وقتی افشین به کسی میگه تو غلط کردی یعنی تو اشتباه کردی"!"نه اینکه خارج بوده هنوز بلد نیست فارسی حرف بزنه".پس حتما از این به بعد به یک مترجم کاربلد(ترجیحا آرش فرزین)نیاز دارن تا یک وقت سوء تفاوت(!) پیش نیاد.از این به بعد هم صحبت های افشین خان اینطوری ترجمه می شه:

به هیچکس اجازه دخالت نمی دهم:حمید استیلی برادر من است.

نیکبخت اضافه وزن دارد:باربی یعنی نیکی.

شیث باید اخراج شود:تیم را بر مبنای این بچه می چینم.

مرزبان باشد سر تمرین نمی آیم:این مرزبان نفس من بید!

تازه از اون جایی که من خیلی نوستار می باشم و می تونم کل یوم حوادث آینده رو پیش بینی کنم آینده پرسپولیس با قطبی رو هم این طور پیش بینی می کنم:

بعد از شش ماه:"بعد ازتمرین حاجی (کاشانی)* رفته بود بالا سر بچه ها و گفته بود احترام سرمربی رو نگه دارید.ولی من که رسیدم اونجا دیدم هیشکی نیس.فقط یه کلاغ اونجا بود."

بعد از فصل:"بسم الله الرحمن الرحیم.سا ملیکم آق فردوسی پور.این آدمایی که تو هیئت مدیرن کل یوم تو عقبشون هیچ معرفت فوتبالی دیده نمیشه.یه دستایی پشت پردن که نذاشتن قهرمان شیم.اینا همش علیه تیم ما سمپاچی(!) می کنن.اگه پنارت گل میشد نظر شما الان 360 درجه فرق می کرد..."

بعد از 2 سال:"وسط حرفاش همش صدای بوق میاد.در ضمن دوربین رو هم به رختکن پرسپولیس راه نمیدن."

بعد از 5 سال:" تقصیرمعدنچیه.چرا پول بچه ها رو نمیدن؟پژمان نوری می خواد زن بگیره.کریم باقری بچه اش دانشگاه آزادیه.اون یکی ننش تو سی سی یوه.دیگه منو تو این استادیوما نمی بینین.هیشکی مث من نبوده که 25 تا قهرمانی واسه پرسپولیس بیاره.فوتبال افشین قطبی تمام شد.خداحافظ...فوتبال!"

و اما دو سوال چهار گزینه ای:

1-از اینکه وقتتون رو به من دادید ممنونم...

1)قربانت 2)چاکریم 3)چه خبر؟ 4)بی مزه!

2-آیا این پست باحال بود؟

1)بسیار زیاد

پ.ن 1:شرمنده یه کم طولانی شد

پ.ن 2:پدرم در اومد تا تایپ کردم.کیبوردم خرابه

پ.ن 3:تا اطلاع ثانوی هیچی در باره صنعت ندارم بگم.سقوطش رو هم به دسته یک تسلیت می گم.

*

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 0:22  توسط فرشاد  | 

کاشیرو...10سال بعد!

در این روزهایی که اس اس(بخوانید فیروز کریمی) بعد از خوار شدن جلوی صنعت و اتفاقات بعد از اون رفتن دوبی و اردو زدن و فعلا تیم در سلامتی کامل به سر می بره(هو؟)علیزاده که مصدومه یه حرفهایی زده که اصلا وقتی خوندیم دلمون برای این بچه کباب شد با دوغ و ریحون.این عزیز فرموده که "وقتی داشتم می آمدم استقلال یه نفر حاظر نشد شماره علی آقا رو به من بده تا ازش رخصت بگیرم*".آخه چرا؟چرا با این بچه این طوری می کنید؟اینم حسسسسساس!کلیه هاش هم سنگ سااااااااز!تازه "الان دنیا داره اوت دست می ندازه" ! بله !آقایی که می گی اوت دست یکی از شیوه های سیستم علی اصغریه!مگه ندیدی تو رئالش هم روبرتو کارلوس اوت انداز بود.اوت دست الان به عنوان یکی از آخرین متدهای فوتبال در دست فرگوسن و شوسترو مورینیو در دست بررسیه.حالا کو تا به مرحله آموزش برسه.اونوقت ما...هی...!چرا هی گیر میدین؟اصلا"میتونم...میندازم.میتونی...بنداز!".تازه استاد در کمال تواضع و فروتنی هم اعلام کرده که "این قدر اوت میندازم تا چشتون در آد".بله...ای کور دلان تنگ نظر!با شما بود.بروید خودتان را اصلاح کنید!در ضمن در مورد مصدومیتش هم گفته که "تا چند روز دیگه دست به توپ می شم".ایشون در این مصاحبه از نوستال های بچگی هم گفته و گفته که بین کارتون ها فوتبالیست ها رو از همه بیشتر دوست داشته.مخصوصا اون قسمتی که کاشیرو(همون چاقه که سوباسا(کاکرو؟) لر غیرتش میکنه)اون اوت بلند رو میندازه.گفته بعد از دیدن این قسمت و دیدن رشادت های این عزیز جرقه شغل آینده اش در ذهنش زده میشه و حالا بعد از 10 سال...

*همه جمله های توی گیومه از زبون خودشه

و حالا دو سوال چهار گزینه ای بی ربط(اگه نمی گفتم می مردم!)

جاهای خالی رو پر کنید

1-هدیه تهرانی: "قضاوت درباره...به...برمی گردد".

الف)من-خودم         ب)جریمه نیکی و بادامکی وشیث و مامانی-حاجی شاه حسینی                         ج)براد پیت-آنجلینا جولی            د)یک فیلم-نگاه شخصی مخاطب

2-جهانگیری(کارگردان فیلم چشمک):"اگر فکری برای...نشود قطعا...صدمه فراوانی میخورد".

الف)کارت سوخت-صنعت خودرو                                               ب)انتخاب رئیس فدراسیون-فوتبال     ج)بستن زخم شاپرک-طبیعت                                                  د)دستمزد بازیگرها-صنعت سینما

(راهنمایی سر بسته:جواب ها گزینه ۴ است)

آخییییش!

و در پایان هم یک جوک بسیار بسیار جدید که مونده بودم کجا تعریف کنم (مطمئنم نشنیدینش.مطمئنم!تو بخون) : یارو میره رستوران.میگه عذا چی دارین؟بهش میگن "اسشیزو پراگا دویلده مانیرو کاسوپر اولی دات بلاگ فا با لیمو".میگه: "اسشیزو پراگا دویلده مانیرو کاسوپر اولی دات بلاگ فا با چی؟"

دیدی نشنیده بودی!چون اسم وبلاگ من هم توش بود

+ نوشته شده در  جمعه هفتم دی 1386ساعت 2:6  توسط فرشاد  | 

پشیمونم...پشیمون!

اگر میخواهید بدونید که وبلاگ ما چقدر برو داره و مهمه این مطلب رو بخونید.

والا راستش ما تو پست قبلی یک نصیحتی کردیم به این آقای رومنیگه که رضایت نامه سانیول رو صادر کن.ایشون هم به محض اینکه این مطلب رو خوندن تصمیم گرفتن یک نامه فوق فوق سری بنویسن به مسئولان فوتبال ایران ولی فهمیدن که ایران رئیس فدراسیون نداره.خواستن برا صفایی بنویسن اما ایشونم که تو توکیو دارن با فیفا و ای اف سی مذاکره میکنن.بنابرین تصمیم گرفتن که دراین بی صاحابی فوتبال ایران به حاجی فتح الله زاده به عنوان مدیریت باشگاه مردمی اس.اس این نامه رو بنویسن که در اولین فرصت منعکس بشه.در این وانفسا کمیته جاسوسی وبلاگمون هم دست به کار شدند و طی یک عملیات استراتجیکی و توپولوجیکی و کلا جیک جیکی با به خطر انداختن جان و مال خود این نامه رو در اختیار ما گذاشتن که ما هم اینجا اون رو به سمع(!) و نظر شما میرسونیم*:(با صدای آلن دلون بخونید)

"به نام خدا

سلام علیکم

حاجی...حاجی!من وبلاگ رو خوندم...تو هم خوندی؟خیلی ناراحت شدم...خیلی! به شفیع زاده بگو تو خیلی با مرامی که رضایت نامه فیروز رو صادر کردی...من هم همینکار رو میکنم...به خاطر هوادارای منچستر رضایت نامه ویلی(سانیول) رو مفتی صادرمیکنم...فقط به خاطر تو حاجی...!ازمن ناراحت نباش حاجی...نمیخوام اون نامرد اشکامو ببینه...او کثافت مادر منو کشت...میکشمش...!منو ببخش حاجی...!

بیت: "ازم رو بر نگردون/پشیمونم...پشیمون"

راستی مربی تیم ملی رو چی کار کردین؟نکنه ژنرال رو اخراج کردین؟نه...حاجی...نه!نکنین این کارو!ولی حالا اگه اخراج کردین میخواین هیتسفیلد رو بفرستم بیاد؟برا مرحله اول بد نیست به خدا...اگه خواستی یه پیامک بده تا بفرستمش بیاد حد اقل تیمو یه تمرینی بده...دیگه ازم ناراحت نیستی؟خیلی ممنون...در ضمن اولین برد فیروز رو هم که با تک گل ممد نوازی به دست اومد تبریک میگم...

...والسٌلام"

 *این نامه وقتی به دست ما رسید حسابی خیس بود و پیدا بود رومنیگه حسابی موقع نوشتنش گریه کرده

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 23:16  توسط فرشاد  | 

این فرنگی های سوسول مآب

چی شده حالا که مونیخی ها بی خود شلوغش کرده اند و گیر دادند که چرا سانیول می خواهد از بایرن برود آن هم در حالی که تا 2010 قرارداد دارد؟خب آقای رومنیگه!لابد مادر علیلی یا پسر مریضی یا چه می دونیم حاج خانم نا خوش احوالی را داشته که برای چک آپ قلبش مجبور بوده ببرش پایتخت.می دانید که امکانات پزشکی-بهداشتی شهرستان های محرومی مثل مونیخ چندان زیاد نیست و درعین حال رفت و آمد بین مونیخ و برلین هم خیلی سخت است.

حالا اگر نظر ما را بخواهید(که حتما می خواهید )سانیول خودش هم خامی کرده و اشتباه داشته.اصلا می توانست از همان اول بندی-خیاری چیزی را توی قرارداد نومچه اش بگذارد که اگر مثلا یک روز مدیر عامل باشگاه هنگام جواب سلام عطصه اش گرفت حق داشته باشد یکطرفه قرار داد رو فسخ کند.بعد هم برود با منچستر یا بارسلون یا میلان یا هر شهر دیکه ای که امکانات پزشکی-بهداشتی اش بیشتر از مونیخ باشد مذاکره کند و در جواب ورژن آلمانی فردوسی پور زبان نفهم هم(حتما دارن دیگه!) بگوید:رفتم ماشین قول نامه کنم.تیریپیه؟یا بگوید اگر رئیس فیفا هم بیاید دیگر به مونیخ برنمی گردم!آقای رومنیگه!بیا ایران ببین تمام دنیا چه می کنند که شلوغش کردی!تا کی می خواین آماتور باشین؟بیاین از حاجی وشفیع زاده یاد بگیرین.اصلا تو دنیای حرفه ای این یه امر طبیعیه!این قدر قرتی بازی در نیار.به خاطر هواداران منچستر هم که شده بیا و رضایت نامه رو صادر کن و خلاص!که این بچه بتونه بره هیئت فوتبال منچستر قراردادش رو ثبت کنه!می فرماید:"آن که ناموخت گذشت روزگار/هیچ ناموزد ز هیچ روزگار".

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم آذر 1386ساعت 16:25  توسط فرشاد  | 

شلوار 6 جیب کوماندویی مبارک آقایان!

تو این چند وقت اخیرفوتبال ما حسابی بالا و پایین داشته و خیلی از فوتبالی ها حرفایی زدند که اصلا این قدر خودش طنزه که واقعا کار منو هم راحت کرده.روزنامه های وزین ورزشی هم که کم نمیذارن و عینا همونا رو می نویسن.اینایی که می خونین رو عینا با همین املا تو روز نامه ها نوشتن.شاید از لا به لاش بفهمین که چه فوتبال شیر تو شیری داریم:

علی پروین:این بچه با کاپشن 50 کیلو نمیشه.(در مورد کعبی)

علی پروین:4 تا بچه می ذاشتم از شما بی معرفتا بهتر بازی میکرد!(بعد از باخت تاریخی 4-2 جلوی فجر)

علی پروین:یه تیم میسازم کیف کنید(قبل از هر فصل)

علی پروین:مربی میخوایم چی کار؟دور هم هستیم دیگه!(در مورد استیل آذین)*

تیپ جدید ناصرخان اسطوره خوش تیپ: شلوار 6 جیب کوماندویی(تیتریک روزنامه گل)

قلعه نوعی:نیمکت تیم ملی مبارک آقایان!(بعد از برکنار شدن از تیم ملی)

نکونام:مگر اینجا شهر هرت است!(بعد از مصدومیت)

مایلی کهن:این انتصابات است نه انتخابات!(در مورد انتخابات فدراسیون)

انصاریان:گل های من دوزار نمی ارزد!

قاسمپور:بازیکنانم کمبود ذهنی دارند!

کل یوم باختیم...(تیتر یک البرز ورزشی بعد از حذف از جام ملتها)

نیکبخت قهر کرد.(چند روز یه بار)

فیروز کریمی:قیمت را حاجی بالا پروند بی خیال شدیم(طی مذاکرات با استقلال)

حجازی:بالاخره عروسی به کوچه ما هم میاد(اول های فصل که استقلال هی زرت زرت میباخت و پرسپولیس هی زرت زرت میبرد)

جباری:میدادی پنالتی رو آتیلا بزنه...(بعد از خراب کردن پنالتی جلو برق)

استیلی:باند که هیچ چسب زخم هم ندارم!(در مورد شایعه باند بازی در پرسپولیس)

هواداران به برهانی فحش دادند مجیدی قاطی کرد(جراید بعد از بازی با ابومسلم)

قطبی:بعد از 15 بازی نصف موهایم سفید شد.میخوام از یاوری بپرسم چه طوری 34 سال تو ایران کار کرده؟

امیر حسین صادقی:هرچی توپ میاد میره تو گل - کتاب می نویسم!

سیاوش اکبرپور:افشاگری میکنم!

*نیس که سلطان شیرینه(!) باید هم بیشتر از همه ازش بنویسم(نصف حرفاشم ننوشتم!)

پ.ن: آقای حیدر!جون تو هرچی میخوام بیام وبت نظر بدم باز نمیشه والا بی معرفت نیستم ولی تو بازم بیا نظر بده

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم آذر 1386ساعت 22:46  توسط فرشاد  | 

ول کن بابا کی به کیه

می فرماید"عصر چهارشنبه من/عصر خوشبختی ما/فصل گندیدن عشق/وقت جون سختی ما".حالا عادل فردوسی پور تو ازچهارشنبه ات "چه خاطره ای داری" که جلوی حاجی فتح الله زاده این قدر بهش گیر دادی؟عشقت در آن روز گندیده بود؟!دچارخوشبختی شده بودی؟جانت سخت گردیده بود؟د بگو دیگر!چرا مرد نبودی و فیلم رو عقب نزدی و بر نگرداندی تا همه ببینند کهحاجی اسمی از روز چهارشنبه نیاورده تا ضایع و رسوای خاص و عام شوی؟اصلا تورا با نبرد دلیران چه کار؟مگر نمی دانیمدیریت حاجی ماشاالله هزار ماشاالله هیچ کم از رئال و بایرن مونیخ ندارد؟مگر خوان لاپورتا و ماسیمو موراتی و بکن بائر وآبراموویچ راه به راه با این مربی و آن مربی مذاکره نمی کنند و چای نمی خورند؟آخر بالاخره که ما باید یک روزی به سمتحرفه ای شدن حرکت کنیم یا نه؟چرا آن روز امروز نباشد؟مگر نه اینکه باید فرهنگ سازی کنیم؟خب چرا به نصایح حاجیبی توجهی که : "اگر می خواهیم فرهنگ سازی کنیم باید فرهنگ سازی کنیم".از گیر دادن به یک روز چهارشنبه چه فرهنگیساخته می شود؟الکی رئیس سازمان فوتبال اس اس اهواز را تیر می کنی که حاجی را از فیفا بترساند.اصلا حقت است که تماشاچیاناستقلال علیه ات شعار بدهند که "فردوسی پور کیه کیه؟پولکیه پولکیه!" ما هم در تکمیل فرمایشاتشان باید عرض کنیم که

"نود نود چیه چیه؟/الکیه الکیه!/فیروز فیروز مربیه /ها؟چی میگی؟ شفیع زاده؟/ول کن بابا کی به کیه!"

 

(اگر مردید غلط املایی بگیرید!)

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم آبان 1386ساعت 18:5  توسط فرشاد  | 

ما که رفتیم آسیا

چند روز پیش احتمالا خبر برد تیم ملی فوتبال زنان رو جلوی هند شنیدید که 4-1 توستن هند رو ببرن.این بازی که تو ورزشگاه آرارات تهران و بدون ورود موبایل دوربین دار برگزار شد حکم صعود ایران به جام ملتهای آسیا رو امضا کرد.تازه این که اولیش نبوده قبل از هند همتوی مسابقات غرب آسیا بعد از اینکه ضعیفه های سوری رو له و لورده کردن(13-1)جلوی اردن کم اوردن و 2-1 باختن و دوم شدن.

توی این بازی هند هم که تو هند 3-1 خوردن توی بازی برگشت تونستن انتقامشونو از عیالات متحده هند(!) بگیرن و بگن فوتبالبا توی دارو درخت چرخیدن خال به پیشونی زدن فرق فوکوله و 4-1 زدن.ظاهرا بعد بازی رفت روزنامه های هند خیلی از تیمشون انتقاد کردنکه همش 3تا؟باید دو رقمیشون می کردین ولی دیدین که چطور خوردن.خالا چه فرق میکنه گل چهارم رو با دست زدیم یا نه؟مهم اینه که:

ما که رفتیم آسیا /بدبه حال پرسپولیسیا*

بعد بازی هم مادام نمی دونم چی چی مربی تیم (خارجیه)که به شدت دچار گرفتگی اتمسفر شده بود قول قهرمانی داد و گفت فوتبال ما از فوتبال مردان جلو تره(!!!!!!)

ما هم که بسیار روشن فکر می باشیم و اعتقاد داریم "دختر باید بشینه تو خونه بچه داری شو بکنه" متنی کوبنده ولو کوتاه در همین رابطه بیان کردیم که:

"آخه آقای خانم(!)!هند هم تیمه که جو گرفته ات؟اینم افتخار داره که با راگبی بردینشون؟شما از ما جلو ترین؟شما ضعیفه ها؟شما چه میدونین ما چه عقبه ای داریم؟کل یوم جمع شین نمی تونین به ما برسین!شما می تونین جلوی تیم چهارم جهان تا دقیقه120    0-0 کنید آخرش هم با پنالتی ببازین؟تازه اگه ما 36 ساله که المپیکنرفتیم شما که حتی یه بار هم نرفتین!ادعا ات میشه؟ما با زن جماعت طرف نیستیم.برو بگو شوهرت بیاد...والا"

 

*(فقط محض قافیه)

(آمادگی گرفتن هر گونه غلط املایی را دارا می باشیم)

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 17:21  توسط فرشاد  | 

کلمه ها و ترکیب های تازه

ژنرال رو که میشناسید؟همون قلعه نویی مربی(سابق؟) تیم ملی که در زمان مربی گری در تیم ملی کلماتی که اختراع کرد هنوزم که هنوزه خوراک روزنامه هاست و نقل محافل.منم چون شاید زیاد از این کلمه ها استفاده کنم حالا معرفیشون می کنم:

1-کل یوم:کلهم-همگی.این کلمه شاید پر کاربرد ترین کلمه برا من باشه رو امیر وقتی داشت با عادل صحبت می کرد اختراع کرد.اول فکر کردیم توپوقه ولی بعد دیدیم نه...سواد ژنرال همین قدره!

2-عقبه:پشتوانه-پیشینه.این کلمه دیگه از اون کلمه هاست که تو سوات ما نمی گنجه و خود ژنرال اونو از تو کتاب های فارسی باستان کشف کرده.استاد وقتی بهش گفتن چرا سامره رو دعوت نکردی فرمود چون عقبه ای در تیم ملی نداره!

3-وقعی ننهاده:توجهی نکرده-محل نگذاشته(رجوع شود به 2)

4-معرفت فوتبالی:(؟).والا ما هرچی با این نیمچه عقلمون فکر کردیم نفهمیدیم این دیگه چه صیغه ایه!وقتی انتقاد های صفایی فراهانی رو شنید بعد از کلی اظهار لطف(!) گفت با ورود این آقا کل یوم معرفت فوتبالی به باد رفت و...ما که نفهمیدیم بعنی چی ولی اگر شما فهمیدید به ما بگید(یعنی نظر بذارید دیگه!:دی)

5-چرخش 360 درجه ای:این آخری دیگه شاهکار هندسی-فلسفی(!) ژنرال بود که گفت اقا اگر اون توپ گل میشد موضع شما الان 360 درجه تغییر می کرد. پر واضح است که ژنرال چقدر به ریاضیات علاقمند بوده و آن را پایه و اساس زندگی می دانسته...

خلاصه این کلمات را به خاطر بسپارید چون کار داریم باهاشون

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 2:2  توسط فرشاد  | 

1-این عکس که می بینید عکس آقا الیور کانه.لطفا کاری به کارش نداشته باشین که کلاهمون.....

2-قالب از این زرد تر نبود که نشون بده آبادانی هستم!برنامه نویسی هم بلدما! می تونستم سه سوت رنگشو تغییر بدم اما به قول شاعر:"هر چیزی اورجینالش خوبه"

3-آبادان برزیلته!

4-دنیا الیور کانته!

5-سرور آلمانته!

6-سوراخ ایتالیاته!

 

اگراین قوانین رو کاملا قبول دارید شماره 1...

اگر این قوانین رو تا حدودی قبول دارید شماره 2...

اگر فرقی نمیکنه شماره 3...

اگر یه کم قبول دارید شماره 4...

اگر قبول ندارید اصلا غِلط میکنی!چطور قبول نداری؟!مرتیکه(...) بی(...)و بی(...)!اصلا لقد(!) به گربه زدی که قبول نداری؟!تو چه میدونی عظمت آقا الیور کان رو؟تو چه میدونی عظمت آلمان رو؟برو طرفدار ایتالیا شو که با نامردی قهرمان میشن!اگه مردی شماره 5 رو بذار!بعد جلسه میام(...)!

با تشکر!

(شماره هایی که گفتم رو تو نظر ها بذارید.یعنی جون من نظر بدید :دی)

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 1:54  توسط فرشاد  |